بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی بود به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد؛ ما از سرنگونی نمی ترسیم، از انحراف میترسیم!
شهید غلامعلی پیچک
دختر جوان با ناراحتی گفت: استاد میدانم اشتباه کردهام اما اگر اجازه بدهید از امتحان محروم نشوم. جبران آن برایم دشوار است. استاد با عصبانیت پاسخ داد: این چه ریخت و لباسی است مگر اینجا دیسکو یا پارتی شبانه است؟ و دختر با گریه از سالن بیرون رفت.
خانم محمدی، چند سال پیش این خاطره را در جمع دوستانه و صمیمی دانشجویان ایرانی- که در یکی از شهرهای جنوب ایتالیا درس میخواندند- برایم تعریف کرد و ادامه داد: شاید بعضی دختران و پسران غربی، بیرون از محیط دانشگاه با هر نوع پوشش و آرایشی رفتارهای خلاف عرف انجام میدهند اما در دانشگاه درس را جدی میگیرند و به راستی «هویت دانشجویی» دارند. هویت یعنی پاسخ دادن همزمان به دو پرسش ساده اما مهم: من کیسیتم؟ و من کی نیستم؟ برای مثال در بحث هویت جنسی، وقتی یک پسر میگوید: من پسرم و دختر نیستم. انتظاراتی را که خود و دیگران از او دارند مشخص میکند و میپذیرد که مطابق آن انتظارات رفتار کند. تنها ظاهر جسمی و لباس او نیست که پسرانه است... بلکه بازیهایش، فعالیتهایش و انتخابهایش نیز تا حد زیادی غیرزنانه است.
اگر برای خودمان هویت مسلمان ایرانی قائل باشیم، در پاسخ به پرسش من کیستم در کلام و عمل نشان میدهیم که به زبان فارسی صحبت میکنیم. فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و نظامی را میشناسیم و سرودههایی از آنان را حفظ داریم. به پیشینه فرهنگ غنی خود آشاییم و به آن عشق میورزیم. مسلمانیم اما مسلمان ایرانی، نه مسلمان عرب و آفریقایی و اروپایی، شیعهایم اما نه شیعه لبنان و افغانی و یمنی. هم آن ویژگیهای ملی و دینی را داریم و هم این خصوصیات غیرایرانیان و غیرمسلمانان را نداریم.
سردرگمی هویت آنجاست که نه زنگی باشیم و نه رومی... یا ادای غربیها را دربیاوریم و اسامی خارجی را به زبان جاری سازیم و فرم مو و لباسمان را از شوهای آن طرف آب بگیریم و یا فکر کنیم در جزیرهالعرب صدر اسلام هستیم و در کارهای معمولی و مباح، همچون مسلمانان قرون قبل عمل کنیم!
دانشگاههای ما که اینک نزدیک به چهار میلیون جوان را در خود جای دادهاند زمانی میتوانند در سرنوشت کشور موثر باشند که دانشجویانمان هویت دانشجویی داشته باشند. وقتی کسی پای به دانشگاه میگذارد، از دوران نوجوانی و نقش دانشآموزی خود خارج میشود. کلام او، رفتار او و نوع سرگرمیها، مطالعات، انتخابها و هدفگیریهایش باید تغییر یابد. دیگر در اینترنت به دنبال بازیهای رایانهای، چت کردن و سر به این سامانه و آن سامانه غیراخلاقی زدن نباشد... دانشجو باید به جستوجوی مقالههای علمی بپردازد و از پیشرفتهای جهانی در رشته خود باخبر شود.
دانشجو، نوجوانی نیست که ساعتها در پارکهای دور و نزدیک محل تحصیل خود پرسه بزند یا در حیاط و راهروهای دانشکده سرگردان به این و آن نگاه کند و کتابخانه را در حسرت دیدار خود بگذارد! دانشجو نسبت به سرنوشت کشورش بیتوجه نیست. او نبض تند حیات اجتماعی و سیاسی جامعه است... تحولات ایران و جهان را از نظر دور نمیدارد و بدون وابستگی کورکورانه به این گروه و آن گروه به نقد برنامههای دولتمردان میپردازد. او در دوران طلایی و سرنوشتساز زندگی خود، با افراد جنس متفاوت یا با رعایت مرزهای اخلاقی و عاطفی، همکاری علمی میکند و یا با متانت و پختگی به ازدواج و نه هوسرانی و فریب میاندیشد.
دانشجو برای آزموده شدن در رویدادهای زندگی به استقبال حادثهها میرود و با پیش گرفتن روشهای حل مسئله، مشکلات خود را رفع میکند. نه اینکه با دیدن اندک ناملایمتی از دوست و استاد و خانوادهاش به سیاهیهای افسردگی و اعتیاد روی میآورد و یا بدترین و بزدلانهترین راه یعنی خودکشی را برمیگزیند.
دانشجو، هم سلامت، شادابی و سرزندگی دوره جوانی را دارد و هم خردمندی و استقلال فرزانگی را.
متاسفانه در شرایط کنونی، با چنین آرمان زیبا و سازندهای بسیار فاصله داریم. بسیاری از این علمآموزان، نه جوان، بلکه نوجوانان قد کشیدهای هستند با همان شکنندگی و رویاپردازیها و شمار فراوانی از دانشجویان، دانشآموزانی هستند با همان روحیه حفظ کردن درسها و خود را از تلاش و سختکوشی علمی برکنار داشتن!
چندان بیانصاف هم نباشیم آیا تربیت خانوادگی ما، نظام آموزش مدرسهای ما و سیستم نابسامان و بیبرنامه آموزش عالی ما سهمی در بحران هویت دانشجویان ندارند؟
محمود گلزاری
رسول اكرم صلی الله علیه و آله روایت نمودهاند كه خدای متعال فرمود:
ای احمد! اگر تو نبودی آسمان و زمین را نمیآفریدم و اگر علی نبود تو را نمیآفریدم و اگر فاطمه نبود، شما را نمیآفریدم.(یعنی شمایان رمز خلقتید)زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است.
"برای تمام كسانی كه میخواهند الهی زندگی كنند، فاطمه علیهاالسلام دفاع از حریم ولایت را، زیباتر از هر كس به معرض نمایش گذارد. خطبه غَرایش در مسجد مدینه، گواه فصاحت و بلاغت بینظیر آن حضرت است. مضامین عالی خطبه، اسلام راستین را معرفی میكند و اهمیت ولایت و امامت را روشن میسازد.
راز دل غمین فاطمه علیهااسلام
"شما ای مردم بر پرتگاه آتش بودید و از فرط ذلت نزد دیگران، همچون جرعه آبی در دست تشنه كامی یا لقمهای در دست گرسنهای و یا چون آتشی كه شخص مستعجلی از آن برگیرد. شما لگدكوب و پایمال بودید و از آب متعفن با سرگین شتر میآشامیدید و از برگهای خاكمال و علف بیابان میخوردید. ذلیل بودید و زبون میزیستید و هر آن مضطرب بودید كه مبادا از این سوی یا آن سوی به شما هجوم آورند و به اسارتتان ببرند. شما این بودید تا خداوند به دست محمد صلی الله علیه و آله با همه آنچه بر او گذشت رهایتان كرد. چه سختیها كه نكشید و چه شكنجهها كه ندید.
هرگاه شاخی از شاخهای شیطان و گردنكشی از یارانش سر بر میداشت و فتنهای از مشركان به خونخواری دهان میگشود، او برادرش علی علیه السلام را در كام آتش رقصان آن و در گلوگاه خطر میافكند و او نیز، تا مغز دشمن را نمیكوفت و آتش سركش فتنه را به آب شمشیرش خاموش نمیكرد، آرام نمیگرفت. در همه این مدت، علی علیه السلام در راه خدا سختی میكشید و به آب و آتش میزد. در كار خدا از جان مایه میگذارد و همواره به رسول خدا نزدیك بود. در میان دوستان و سربازان خدا وقف راه خدا بود و مدام خود را به مشقت میانداخت. در دریای رنج فرو میرفت و هرگز در راه خدا به ملامت مردم وقعی نمینهاد و به ستوه نمیآمد.
ولی شما چه؟ در تمام آن روزها، در رفاه و عیش بودید، خوش میگذراندید و زندگی میكردید و بیدرد بودید. هرگاه درگیری و نبرد پیش میآمد، خود را كنار میكشیدید و ما را تنها میگذاردید و از جنگ میگریختید.
.. به كجا میروید؟ چه میكنید؟ هنوز پیكر پیامبر تازه است؛ آیا میگویید كه محمد مُرد و همه چیز تمام شد؟ هرگز!... هان میبینم كه اینك باز زمینگیر شدهاید و دل به تن آسایی و راحت طلبی و دنیا خواهی دادهاید و قصد همیشه ماندن در دنیا كردهاید و كسی را كه به قبض و بسط كار حكومت سزاوارتر است، دور راندهاید و با راحتی و عیاشی، خلوت كردهاید.
... بدانید اگر همه شما هم كافر شوید و به حق پشت كنید، خداوند همچنان ستوده است و احتیاجی به شمایان ندارد.
و بدانید آنچه را كه اینك گفتم؛ گفتم، در حالی كه میدانستم هرگز یاوری نخواهید كرد. ولی آنچه گفتم راز دل غمین من بود كه در سینه جمع شده و دود حزن و اندوه من بود كه در دل خستهام متراكم شده و آه آتش افروزی كه از سینه دردمند من شعله كشیده؛ تنها خواستم با شما حجت را تمام كرده باشم."
- از سخنرانی تاریخی حضرت فاطمه زهرا علیهالسلام در مسجدالنبی، ده روز پس از رحلت پدر (برگرفته از كتاب "زندگانی حضرت فاطمه (س)"، نوشتهِ دكتر اسماعیل حسینی).

9دي روزي است كه ملت ايران مُهر باطل بر فتنهاي زدند كه در فتنههاي تاريخي نسبت به براندازي دين و دينداران يكي از كمنظيرترينها بود. فتنه 88 يك هدف داشت و آن براندازي نظام جمهوري اسلامي بود، نظامی که دستاورد عيني حركت امام حسين (ع) بود. در جريانات فتنه سال 88 دشمن آمده بود و طراحي داشت تا با اين مقدمهسازي (فتنه ی انتخابات) به اهداف خود برسد و اين جز با سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ممكن نبود و اين سرنگوني نيز ممكن نميشد مگر اينكه ولي فقيه را از كار بيندازند و ضمانت اجرايي آن يعني اصل قانون اساسي در مورد ولايت فقيه را تغيير دهند اما اين ملت در 9 دي مُهرِ "باطل شد" به آنها زدند. ارزش كار مردم ما در 9 دي اين بود كه استكبار با سرمايهگذاري طي 20 سال ميخواست در فتنه سال 88 نتيجه بگيرد اما مغلوب شد.
مخالفان نظام بيهوده مشت به سندان نزنند. اين مردم تصميم خود را گرفتهاند و به خدا تعهد دادهاند تا مقدمات ظهور امام زمان (عج) را فراهم كنند. مردم ما خوب فهميدهاند كه عاشورا مقدمه ساز ظهور امام عصر (عج) است و فهميدند كه بايد از حجت خدا و نايب امام زمان به خوبي مراقبت كنند. همچنين با توجه به بيانات رهبر معظم انقلاب در روز جمعه پس از انتخابات كه فرمودند مطمئن باشيد نظام به راي مردم خيانت نميكند، پس از اين بيانات آبروي آنها رفت و آنهايي ماندند كه از اين افراد حمايت ميكردند. لذا از آنها خواسته شد تا دليل و سند و آدرس تقلب را بگويند كه نتوانستند و هيچ سندي نداشتند وباز هم خودشان خفت را به جان خریدند.
جریان انتخابات سال گذشته امتحانی بود ازما, ملت ایران تا سطح بصیرت خود را در یابیم و بفهمیم آیا به اعتقاداتمان پایبندیم یا اینکه با وزیدن نسیمی (حتی) درختِ وجودمان می لرزد.ما امتحان ها و جریانات پیچیده ی زیادی در پیش داریم ,ما برای کسانی که آزادیمان را نمی پسندند ونمی توانند ببینند که پیرو مذهب طوفانی حسینیم, دشمنی سرسختیم وآنها هرگز تا زمانی که به زعم خود مارا نابود نکنند دست از سر ما بر نمی دارند .بیایید چشمانمان را بازتر کنیم.ما منتظر ظهور حقیم, ما مدعی تحولی عظیم در تاریخیم, مهدی(ع) یارانی می خواهد به با سیاستی وبا تدبیری وبا بصیرتیِ یاران امام مظلوممان حسین (ع) تادیگر مظلوم نماند

علي (ع) تنهاست!
چه كسي تنها نيست؟؟
كسي كه با همه و در سطح همه است.
كسي كه رنگ زمان به خود مي گيرد.
احساس خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود دارد نمي تواند سيرش كند.
و لذا آنهمه ياران، آنهمه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچكدام براي علي (ع) تفاهمي بوجود نياورده است.
هيچكدام از آنها در سطح او نيستند.
مي خواهد دردش را بگويد،
حرفش را بزند،
گوش نيست، دلي نيست، و فهمي نيست تا بفهمد.
رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد.
نيمه شب به طرف نخلستان مي رود، آنجا هيچكس نيست، مردم راحت آرميده اند، هيچ دردي آنها را در دل شب بيدار نگاه نداشته است، و اين مرد تنها، كه روي زمين خودش را تنها مي يابد، با اين زمين و اين آسمان بيگانه است، و فقط رسالت و وظيفه اش، او را با جامعه و اين شهر پيوند داده.
ولي وقتي به خودش بر مي گردد مي بيند كه تنهاست.
شبانه به نخلستان مي رود، و باز براي اينكه ناله او بگوش هيچ فهم پليدي و هيچ نگاه آلوده اي نرسد، سر در حلقوم چاه فرو ميكند و مي گريد.
اين گريه از چيست؟؟؟
افسوس كه گريه او يك معما براي همه است، زيرا حتي شيعيان او نمي دانند علي چرا مي گريد.
از اينكه خلافتش غصب شده؟
از اينكه فدك از دست رفته؟
از اينكه فلاني روي كار آمده؟
از اينكه او از مقامش...؟
از اينكه همسرش را...؟، از اينكه...؟، از...؟
علي (ع) در طول تاريخ تنها انساني است كه در ابعاد مختلف و حتي متناقض كه در يك انسان جمع نمي شود قهرمان است. چنين انساني و در چنين سطحي معلوم است كه در دنيا تنهاست. چنين انساني در جامعه اش و در برابر ياران همرزمش كه عمري را در راه عقيده كار كرده اند، با پيامبر صادقانه شمشير زده اند، اما در اوج اعتقاد و ايمان و اخلاصشان به پيامبر و اسلام، قبيله و تعصبات قومي را فراموش نكرده اند، مقام را آگاهانه و يا ناخودآگاهانه نتوانسته اند از ياد برند و سمبل اخلاص مطلق و يكدست- همچون علي (ع)- شوند، تنهاست.
از اين دردناكتر اينكه علي (ع) در ميان پيروان عاشقش نيز تنها است!!
در ميان امتش كه همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاريخشان را به علي (ع) سپرده اند تنها است.
او را همچون يك قهرمان بزرگ، يك معبود و يك اله مي ستايند اما نمي شناسندش و نمي دانند كه كيست؟ دردش چيست؟ حرفش چيست؟ رنجش چيست؟ و سكوتش چراست؟؟
اين است كه علي (ع) در ميان پيروانش هم تنهاست.
اين است كه علي (ع) در اوج ستايشهايي كه از او ميشود، مجهول مانده است.
درد علي (ع) دو گونه است:
يك درد ، درديست كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر، دردي است كه او را تنها در نيمه شبهاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده و بناله در آورده است.
ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشيرابن ملجم در فرقش احساس مي كند، اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را بناله آورده است تنهايي است، كه ما آنرا نمي شناسيم!!
بايد اين درد را بشناسيم، چرا كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي كند و ما درد علي را احساس نمي كنيم.
توصیه های ولایتمدارانه ی رهبر انقلاب در آغاز ماه رمضان که همچون چراقی یک بار دیگر راه را به ما نشان می دهد:

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار، «حفظ قرآن، انس با تفاسیر و تدبر در آیات الهی» را موجب شکوفایی قرآنی کشور خواندند و با اشاره به زمینه های مساعد و شوق قرآنی جاری در جامعه ابراز امیدواری کردند: حرکت قرآنی در کشور به گونه ای گسترش و استمرار یابد که ملت ایران با برخورداری از دست کم ده میلیون حافظ قرآن به ملتی پولادین تبدیل شود.
ایشان جوانان اهل تلاوت قرآن را صفوف مقدم حرکت عمومی جامعه به سمت «شکوفایی قرآنی» دانستند و افزودند: اگر در کشور، ده ـ پانزده میلیون نفر با معارف قرآنی عمیقاً آشنا باشند و درس ها و انذارها و بشارت های قرآن را در فکر و قلب و عمل خود، زنده سازند، ساخت قرآنی جامعه حاصل خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی قرآن را تأمین کننده همه نیازهای بشر و راهنمای سعادت دنیوی و اخروی ملت ها برشمردند و خاطرنشان کردند: ضعف ها، عقب ماندگی ها و مشکلات امت اسلامی، تنها در پناه آشنایی و عمل به قرآن جبران خواهد شد.

ایشان حاکمیت طاغوت ها در جهان اسلام را موجب به تاراج رفتن منابع و منافع اقتصادی و بی هویتی فرهنگی ملت های مسلمان دانستند و تأکید کردند: قرآن، مایه اعتلای مادی و معنوی ملت هاست و ملت ایران نمونه روشنی از این واقعیت تاریخی است.
رهبر انقلاب اسلامی، استعداد جوشان و متراکم ملت ایران را گنجینه ای بزرگ دانستند که حکومت طاغوت ها در دوران پهلوی و قاجار مانع بروز و شکوفایی آن شده بود.
ایشان افزودند: این همه جوان فعال و پرنشاط و علاقه مند به پیشرفت که هر روز برای ایران افتخارآفرینی و عزت آفرینی می کنند و برای ملت نام نیک به همراه می آورند، جلوه ای از استعداد سرنوشت سازی هستند که در پرتو حرکت ملت ایران به سوی قرآن، از سلطه طاغوت ها رها شد و کشور را به سمت پیشرفت و تعالی سوق داد.
حضرت آیت الله خامنه ای انقلاب اسلامی را قدمی به سمت قرآن کریم دانستند و تأکید کردند: ملت ایران امروز به برکت همین حرکت، جزو زنده ترین و قدرتمندترین ملت های جهان است و خداوند به برکت تمسک به قرآن، به او عزت و بصیرت و قدرت داده است.
ایشان با ابراز خرسندی از رواج شعارها و خواست های اسلامی در میان ملت های مسلمان، این مسأله را مایه تحرک و طراوت امت اسلامی دانستند و افزودند: به فضل پروردگار، و بنا بر خاصیت معارف قرآنی، امروز هر جا حرف و شعار «اسلامی و قرآنی»، رونق و نفوذ و کارایی بیشتری دارد، تأثیرپذیری حرکت آن ملت از دشمنان و منافقان و مزوران کمتر است.

ای پدر تمام خوبیهای روی زمین! یا مهدی !
چگونه است از اینکه دم می زنند از اینکه اگر در کربلا بودند هرگز امامشان را تنها نمی گذاشتند
و نمی بینید امروز را که چگونه تنهایت گذارده اند ...
و تو خوب با بهانه هاشان آشنایی ...
خو گرفته ای ...
می نالد از غم نان و اینکه فرصتی ندارند تا آن چنان که باید, به امامشان بپردازند و به یاد می آورم گفتار آنان را که با بهانه هایی مانند این , چگونه جدت حسین (ع) را تنها گذاردند ...
دنیا فرقی نکرده است پدر ... دنیا فرقی نکرده است
و ای کاش می فهمیدند که نه حسین (ع) را در کربلا احتیاجی به آنان بود و نه تو را در این زمان ...
ای کاش می دانستند که این سوز و گداز تو, نه برای خودت که برای خودشان است ...
گوشهایشان سنگین شده است پدر جان! گوشهایشان سنگین شده است ....
و ای کاش نه به لقلقه ی زبان, که یقین می داشتند که از حالشان غافل نمی شوی
ای کاش می فهمیدند که غم نانشان را فراموش نمی کنی ...
و ای کاش می دانستند که چشمان تو در همه حال نظاره گر آنان است ...
و با اعمال خیرشان شاد و با اعمال زشتشان شکسته می شوی ...
اما باز هم دعا می کنی در حقشان ...
ما را ببخش ای منجی سعادت بشر
پدر جان!بیا و چشمه های خشکیده ی معرفتمان را سیراب کن
بیا تا بفهمیم که زندگی واقعی چگونه است چرا که در مردابی فرو رفته ایم که به خیالمان بهترین جای دنیاست..
بیا تا لذت خداگونه زیستن را بچشیم، تا دیگر دنیا و حرفهایش دغدغه ی مان نباشد...
وباز هم ما را ببخش که زیر باران نگاه مهربانت از انجام گناه شرم نمیکنیم
خدایا ! باقیمانده ی غیبتش را به وجود مقدس خود ایشان بر ما ببخش
تا در سایه ی حکومتش طعم عدالت و اسلام واقعی را بچشیم
و جایگاه اصلی و انسانی خود را بازیابیم
ما به یاریت نیاز داریم ای سرچشمه ی مهربانی و رافت...
بخشی از بيانات امام خامنه ای در ديدار مسئولان نظام در روز عید مبعث
بشريت اگر بينديشد و انصاف را رعايت كند، تصديق خواهد كرد كه نجات بشر و حركت بشر به سوى كمال، به بركت اسلام ممكن خواهد شد و لاغير. ما مسلمانها قدرناشناسى كرديم؛ ما نمك خورديم و نمكدان را شكستيم؛ ما قدر اسلام را ندانستيم؛ ما پايههائى را كه پيغمبر اكرم براى بناى جوامع برجسته و متكامل انسانى بناگذارى كرده بود، در ميان خود نگه نداشتيم؛ ما ناشكرى و ناسپاسى كرديم و چوبش را هم خورديم. اسلام اين توانائى را داشت و دارد كه بشريت را به سعادت برساند، به كمال برساند و از لحاظ مادى و معنوى او را رشد دهد. اين پايههائى كه پيغمبر گذاشتند - پايهى ايمان، پايهى عقلانيت، پايهى مجاهدت، پايهى عزت - پايههاى اصلى جامعهى اسلامى است.
ايمانمان را در دلهاى خود و در عمل خود تقويت كنيم؛ از خرد انسانى، كه هديهى بزرگ الهى به بشر است، استفاده كنيم؛ جهاد فىسبيلالله را چه در ميدانهاى نبرد نظامى، آن وقتى كه لازم باشد؛ چه در ميدانهاى ديگر، ميدان سياست، ميدان اقتصاد و ديگر ميدانها - دنبال كنيم و حس عزت و كرامت انسانى و اسلامى را براى خودمان مغتنم بشماريم.
اينها وقتى در يك جامعهاى زنده بشود، اين جامعه همان حركت اسلامى را، همان خط نبى معظم اسلام را يقيناً دنبال خواهد كرد. به بركت پيام اسلام، به بركت نداى امام بزرگوار، ما ملت ايران توانستيم بخشى از آن را در زندگى خودمان تحقق ببخشيم؛ آثار و ثمراتش را داريم مشاهده ميكنيم.
امروز دنياى اسلام متوجه شده است. اين حركاتى كه امروز در برخى كشورهاى شمال آفريقا و منطقهى خاورميانه مشاهده ميشود، همان استفاده و استضائهى از نور اسلام و استفادهى از جهتگيرى دست مبارك پيغمبر اكرم است. لذاست كه آيندهى اين منطقه، آيندهى اين كشورها، به توفيق الهى، به حول و قوهى الهى، آيندهى روشنى است.
البته امروز قدرتهاى مستكبر غربى جانسختى به خرج ميدهند؛ نميخواهند در مقابل اين واقعيت بزرگ و غيرقابل انكار تسليم شوند كه ملتهاى منطقه بيدار شدند، ملتهاى منطقه به اسلام برگشتهاند؛ ليكن حقيقت همين است. نفس اسلامى در كشورهاى مسلمان دميده شده است. وابستگان و حكام دستنشاندهى آمريكا و غرب با اين ملتها كارى كردند كه اين ملتها احساس كردند كه جز قيام، جز حركت عظيم عمومى، جز انقلاب، راهى در مقابل آنها نيست؛ لذا قدم در اين راه گذاشتند و دارند پيش ميروند. اين حركتها يقيناً به نتيجه خواهد رسي
امروز آمريكائىها به كمك صهيونيستها، به كمك برخى از همپيمانان و مزدوران خودشان در منطقه تلاش ميكنند اين انقلابها را منحرف كنند،و مشاهده ميكنيد در مصر، در جاهاى ديگر، اختلافات داخلى ايجاد ميكنند، درگيرى ايجاد ميكنند، يقيناً سلسلهى ترورها و فتنهانگيزىها را به راه خواهند انداخت. علاج عبارت است از همين بيدارى مردم، بيدارى نخبگان؛ نخبگان علمى، نخبگان سياسى، مسئولان دلسوز و علاقهمند به سرنوشت كشور. اينها بايد بيدار باشند و مراقبت كنند




ملتهاى مظلوم دنبال كرامت خودشان هستند؛ همان عزت و كرامتى كه يكى از پايههاى دعوت پيغمبر بود. در طول سالهاى متمادى، دشمنان و مستكبران و اشغالگران و مداخلهگران، ملتهاى ما را استثمار كردند؛ در عين حال آنها را تحقير كردند، ذليل كردند. ملتها وقتى كه از اسلام بهرهمند باشند، عزتطلبند، كرامتطلبند. اين همان حركت اسلامى است. حركت اسلامى معنايش اين است.
ما ملتهاى مسلمان بايد هشيار باشيم. نخبگان كشورهاى اسلامى بايد بيدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاى بىمورد و كماهميت نكنند؛ اختلافات مذهبى، اختلافات قومى، اختلافات سليقهاى و بحثهاى حاشيهاى را وارد نكنند. آنچه كه در اين منطقه دارد اتفاق مىافتد، عظمتش بيش از اين حرفهاست.
بايد همه هوشيار باشند؛ هم ما هوشيار باشيم، هم ملتها هوشيار باشند؛ بدانند دسائس و حيلههاى دشمنان متنوع است، پيچيده است. بصيرت را معيار كار خودمان قرار بدهيم. ملتها توجه داشته باشند؛ آمريكائىها و صهيونيستها و مزدورانشان و همراهانشان سعى ميكنند انقلابها را منحرف كنند؛
امروز آمريكا براى شبيهسازى كارى كه در مصر و در تونس و در يمن و در ليبى و امثال اينها انجام گرفته است، متوجه شده است كه سوريه را - كه در خط مقاومت است - دچار مشكل كند. ماهيت قضيه در سوريه با ماهيت قضيه در اين كشورها متفاوت است. در اين كشورها حركت ضد آمريكا و ضد صهيونيسم بود، اما در سوريه دست آمريكا آشكار و مشهود است؛ صهيونيستها دنبال قضيه هستند. ما نبايد اشتباه كنيم. ما نبايد معيار را فراموش كنيم. آنجائى كه حركت ضد آمريكا و ضد صهيونيسم است، آن حركت، حركت اصيل و مردمى است؛ آنجائى كه شعارها به نفع آمريكا و صهيونيسم است، آنجا حركت انحرافى است. ما اين منطق را، اين بيان را، اين روشنگرى را حفظ خواهيم كرد.
تولد یک اسرائیل جدید در قلب آمریکا
تا چند ماه دیگر سازمان ملل باید به فهرست 204 تایی کشورهای عضوش، نام یک کشور آفریقایی دیگر را هم اضافه کند: جمهوری نیل. کشوری که سرچشمه طولانی ترین رود دنیا، نیل است. از این پس دیگر سودان نمی تواند به "بزرگ ترین کشور جهان اسلام بودن" افتخار کند. چون اکثریت مردم سرزمین جنوبی اش دیگر نمی خواهند سودانی باشند و در همه پرسی که چندی پیش برگزار شد 57،99 درصد از آن ها به جدایی از شمال رای دادند.
مناقشه میان شمال و جنوب سودان، قدمتی 56 ساله دارد و حتی به قبل از استقلال این کشور از انگلستان و مصر بر می گردد. در این مدت دو جنگ بزرگ داخلی اتفاق افتاده که منجر به کشته شدن بیش از دو میلیون نفر شده است. مناقشه میان این دو سرزمین را می توان در تفاوت میان مذهب و زبانشان جست و جو کرد. مردم شمال به زبان عربی تکلم می کنند و اکثریت مسلمانند اما در جنوب باورهای قبیله ای آفریقایی مثل آنیمیسم (روح باوری) رواج بیشتری دارد و مردم آن از زبان های بومی خود استفاده می کنند. مسیحیت هم در جنوب رواج دارد. مردم جنوب می گویند: هرچند سرزمینشان سرشار از منابع نفتی است اما آن ها همچنان فقیر هستند و این به خاطر تبعیضی است که دولت مرکزی بر آن ها روا می دارد. اما مهم تر از این ها، دخالت های آشکار رژیم صهیونیستی است. سالوا کبیر؛ رهبر سیاسی جنوب سودان، در مصاحبه ای، بی پروا گفته است: "ما با اسرائیل ارتباط داریم و از پشتیبانی های آن ها تشکر می کنیم." حتی پوشش "کبیر" و کلاهی که بر سر می گذارد، دقیقا مثل خاخام های یهودی است. رژیم صهیونیستی جایی را هدف قرار داده است که سه چهارم نفت سودان در آن قرار دارد و رود حیاتی نیل از آن سرچشمه می گیرد. هرودوت بیش از دو هزار سال پیش گفته بود: مصر موهبت نیل است. حالا اگر این موهبت از مصر و سودان مسلمان گرفته شود، معلوم نیست چه بر سر مردم این کشورها می آید.
درست در زمانی که نوار شمالی آفریقا و کشورهای عربی را جنبش های مردمی فرا گرفته است، مسئله تقسیم سودان، مسکوت مانده است و کسی نمی گوید که چرا اسرائیل این بار به جایی غیر از خاورمیانه چشم دوخته است؟ آیا منشا این دخالت، همان هدف شوم "از نیل تا فرات" نیست؟
مصطفی شوشتریمرد با عصبانیت از روی صندلی ایستگاه اتوبوس بلند شد؛ انگار حرف های بغل دستی اش که مدتی بود با هم پچ پچ می کردند به مزاجش خوش نیامده بود. با چشمانی از حدقه در آمده گفت: چی داری می گی؟ تو به چه حقی زمان ظهور رو تعیین می کنی کذاب؟ هم صحبت بیچاره، گردنش را کج کرد و گفت: آخه مسلمان! من کی چنین ادعایی کردم؟! تو می گی دنیا باید پر از ظلم و فساد بشه تا امام ظهور کنه، من می گم با این انقلاب های اخیر، امام زمان ظهور می کنه!
گفتگویشان به نظرم جذاب آمد اما بالاخره مرد عصبانی آرام شد و سوار ماشین همصحبتش شد و من هم که... . من هم قبول داشتم! دلم رضا نمی داد بین این انقلاب ها و ظهور اقا هیچ ربطی ندهم.
ای اسرائیل! تا می توانی انسان ها را به خاک و خون بکش چون... .
- ای اسرائیل! تا می توانی انسان ها را مخصوصا از نوع بی دفاعش به خاک و خون بکش چون منجی ما ظهور نمی کند تا وقتی که جهان لبریز از ظلم شود! ما هم در خانه ها یمان می نشینیم و دعا می کنیم تا حضرت مهدی زودتر ظهور کند و حقت را بگذارد کف دستت! به کارت ادامه بده! هر چه بی رحم تر، بهتر! به قول فیلسوف خودتان، نیچه، ظلم باید در دنیا باشد چون اگر ظلم نباشد، ظالم و مظلوم از هم تفکیک نمی شوند! ما هم اگر گناه می کنیم به این نیت است که منجی مان زود تر ظهور کند و انتقام ما مسلمانان مظلوم را از شما بگیرد! چه معنی دارد قبل از ظهور حضرت مهدی، علیه ظلم انقلاب شود؟!
+ اما مگر نه این که قرآن خطاب به مسلمانان فرموده است تا حد امکان نیرومند و اماده باشید تا دشمنان نتوانند به شما ظلم و تجاوز کنند؟ بر خلاف تصور متعارف، منظور از فراگیر شدن ظلم این است که هر یک از گروه حق و باطل، به نهایت کار خود می رسد. ستمکاران و بدکاران به نهایت درجه بدی و نابکاری می رسند و گروه حق، به جای این که دست روی دست بگذارند و ذلت بکشند، با انقلاب علیه ظلم، به احیاء حق و دفع باطل می پردازد. از مظلوم حمایت و به عدالت رفتار می کند. امامی که ظهور خواهد کرد، امامی مقتدر است پس یاران مقتدر نیز می طلبد.
مسلمانان! شما از خودتان هویتی ندارید!
- وقتی از خودمان هویت و تمدنی نداریم، پس فرهنگ هم نداریم. اصلا در عصر حاضر، عمل کردن به اصولی که ما به آن معتقد هستیم، غیر ممکن است! بنابراین باید اصول زندگی کردن، فکر کردن، کشور داری و هزاران چیز دیگر را از کشور های غربی متمدن بگیریم. اصلا ما جهان سومی ها هیچ چیزنمی فهمیم!
+ اما القای این توهم جاهلانه، دیگر کارایی اش را از دست داده است. لالایی تاریخ مصرف گذشته جهان غرب، دیگر مسلمانان را به خواب نمی برد. تازه همه بیدار شده اند! مسلمانان از خواب غفلت و دشمنانشان از خواب خوش خیالی! این که بیداری اسلامی مسلمانان به ظهور بینجامد؛ نمی دانم! فقط می دانم که می شود به سمت ظهور حرکت کرد اگر مسلمانان کمی بصیرت به خرج دهند تا دشمنان اسلام، با توطئه و فتنه، این انقلاب را از دستشان نقاپند. اگر واقعا به فکر اصلاح و فراهم نمودن زمینه های دین داری و اقامه ی حدود الهی باشند و اگر هویت اسلامی خویش را حفظ کنند!
مسلمانان تکه تکه شوید!
انگار باورشان نمی شود! زورشان می آید از این خواب خوش خیالی شان بیدار شوند! خوابی که برای آنان شیرین است و برای ما به تلخی زهری کشنده! مسلمانان با خوردن این زهر ، آرام آرام خواهند مرد! زهر تفرقه و جدایی! تکه تکه شدن! نا سلامتی ما مسلمانیم؛ برگ چغندر که نیستیم! مسلمانان با یکدیگر برادرند و خدایشان واحد و پیامبرشان واحد و حتی دشمنانشان واحد! پس چرا خودشان نباید واحد باشند؟! وقتی آن وحدت اسلامی و امت واحده اسلام، تحقق پیدا کند و آن اتحاد و انسجام لازم برای نبرد حق علیه باطل، فراهم شود؛ آیا زمینه ای مهم برای ظهور تحقق پیدا نکرده است؟
اگر از در انداختیش بیرون؛ از پنجره بیاید تو!
این یک خلق ناپسند سلطنتی است؛ بدون اجازه به هر کجا که دلشان بخواهند می روند! اما امان از زمانی که یک ملت نخواهند مخصوصا از نوع مسلمانش! البته در این حالت هم بیکار نمی نشینند! از هر سوراخی شده زهر خودشان را می ریزند. آن وقت، بقیه ماجرا به آن ملت بستگی دارد که مجهز به پادزهر باشند یا خیر! حالا باید دید ملت های مسلمان عرب، انقلابشان را به چه سرانجامی می رسانند؟ یا با هشیاری تمام از نقاطی که امکان نفوذ در آن وجود دارد مراقبت می کنند که در این صورت به استقلال و آزادی خود دست می یابند. عناصر فاسد و مفسد ولی به ظاهر اصلاح گر را طرد می نمایند و فقط متکی به قانون الهی می شوند، یا فریب می خورند!
حالا این وسط ما چه کاره ایم؟!
یادم می آید یکی از دوستانم بدون هیچ تجربه و تمرینی، خودش را به دریا زد و خواست از آن جا شنا کردن را یاد بگیرد! آب آرام استخر را رها کرد و یک دفعه خود را به آب پر تلاطم دریا زد! اما مجالی نیافت و غرق شد!
پیش از ظهور، باید درس مبارزه با ظلم، مقاومت، تزکیه نفس، آگاهی و ... را تمرین کرد چرا که عصر ظهور زمان درس پس دادن است و اگر درس فرا نگرفته باشی، بی شک رفوزه خواهی شد! چه بسا فرا گرفتن این درس ها (زمینه سازی ظهور ) در حکومت اسلامی آسان تر باشد!
مشخص کردن زمان ظهور، کار صوابی نیست. امر ظهور امام زمان (عج) با خود خداست! اما شما هم در تعیین شرایط نقش داری. حال تصمیم با خودت هست! هم می توانی با آماده ساختن خود و جهان اطرافت، زمان ظهور را نزدیک کنی و هم می توانی آنرا به عقب بیندازی!
ثابتی/فقه و حقوق 88
اسفند ماه، 1389

